پشتیبانی 24 ساعته

+93-799150690

خفاشان

پاره‌ای از متن:     خط‌های فرو رفتگی‌های چهره‌ی زرد و وارفته‌ی پدر، عمیق و تیره شد و لب ترکیده و ورم کرده‌اش را به دندان گرفت و با ناله‌های...

برچسپ‌ها: ادبیات ، رمان ، کهنه ، گل احمد نظری آریانا

$10.99

$15.40

پاره‌ای از متن:

 

 

خط‌های فرو رفتگی‌های چهره‌ی زرد و وارفته‌ی پدر، عمیق و تیره شد و لب ترکیده و ورم کرده‌اش را به دندان گرفت و با ناله‌های بریده که نشان‌‌ دهنده‌ی دردی جانگاه بود به اندام‌هایش تابی داد و با تشنجی سخت بر شکم بروی بستر ژولیده‌اش فشرده شد و صورتش را در بالش فرو برد و دلش به‌شور آمد. اما غثیان نکرد. خرخری از گلویش شنیده می‌شد و پنداشتی یک هیولای نامرئی بر او افتاده گلویش را با چنگال نیرومند می‌فشارد و قصد جانش را دارد، زیر دست‌وپای  قصاب افتاده و ضربت کارد گلویش را پاره کرده باشد. لحظه‌ای به همان وضع ماند و سپس رها شد و آرام به پهلویی که پسر کوچکش بر بستری پینه و پاره و نامرتب و چرکین نشسته بود و هراس‌آلود و اشکریزان می‌نگریستش، برگشت و پس از این که ناله‌هایش اندک اندک فروکشید، به زحمت چشمان بی‌رمقش را که در کاسه‌ی سر فرورفته بود، اندکی باز کرد و دانه‌های سرشک، زیر پلک‌هایش دوید و از گوشه‌ای به روی گونه‌ها و ریش خاکستری رنگ وپریشانش غلتید و جلوی نگاه درد براش را گرفت.

تازه‌ترین‌ها