پشتیبانی 24 ساعته

+93-799150690

همسایه‌ها

  • نویسنده: احمد محمود
  • مترجم: ندارد
  • قطع: پالتویی
  • نوبت چاپ: 1363
  • صفحات: 502
  • نوع جلد: نرم
  • ناشر: مطبعه‌ی دولتی
  • موجودی: 1 موجود
  • وزن: 570 g
  • SKU:

باز فریاد بلورخانم تو حیاط دنگال می‌پیچید. امان آقا، کمربند پهن چرمی را کشیده است به جانش. هنوز آفتاب سر نزده است . با شتاب از تو رختخواب می‌پرم و...

برچسپ‌ها: احمد محمود ، ادبیات ، داستان ، رمان ، کهنه

$15.99

$22.40

باز فریاد بلورخانم تو حیاط دنگال می‌پیچید. امان آقا، کمربند پهن چرمی را کشیده است به جانش. هنوز آفتاب سر نزده است . با شتاب از تو رختخواب می‌پرم و از اتاق می‌زنم بیرون. مادرم تازه کتری را گذاشته است رو چراغ. تاریک روشن است، هوا سرد است.

ناله‌های بلورخانم  حیاط را پر کرده است. نفرین و ناله می‌‌کند. مرده‌ها و زنده‌های امان آقا را زیر و رو می‌کند. بعد، یکهو در اتاق به شدت باز می‌شود و بلورخانم پرت می‌شود بیرون. چند تا از همسایه‌ها، جلو اتاقشان ایستاده‌اند و دست‌ها را روی سینه گره کرده‌اند. تمام تن بلورخانم پیداست. یقین باز تنکه نپوشیده است. یکبار که تو کبوترخانه بودم و نمی‌دانست که تو کبوترخانه هستم، به زنها گفت:

ــ کش تنکه به کمر آدم جا میندازه و تازه این‌طور بهتره. آدم همیشه حاضر به یراقه.

تازه‌ترین‌ها